برای همه چند میلیون نفری که قراره بیان تو 22 بهمن و فک اسکتبار خارجی و عمال داخلیشون رو بیارند پایین نتونستیم ساندیس تهیه کنیم اما بازم ساندیس بهتر از هیچی !!!
یادتون نره نی اضافی رو از پخش کنندگان ساندیس درخواست کنید !
سید ابراهیم اتفاقاتی که در این سی و یک ساله انقلاب رخ داده است، معمولا با اثرات چند وجهی همراه بوده است. البته شاید همه اتفاقات این دنیا را بتوان اینگونه تحلیل و بررسی کرد، اما این چند بعدی و چند وجهی بودن، شاید در انقلاب ما، نمود بیشتری داشته است! انتخابات اخیر و وقایع بعد از آن، در کنار خرابی هایی که به بار آورد و لطمه هایی که به وجهه نظام اسلامی و جان و مال برخی از هموطنان وارد کرد، فواید زیادی هم داشت؛ که به صورت گذرا به برخی از آنها اشاره خواهد شد:۱- روشن شدن ماهیت نخست وزیر زمان جنگ، که در این بیست سال اخیر، با سکوت و گوشه نشینی، در هاله ای از تقدس جنگ و منسوب بودن به حضرت امام(ره)، به یک شخصیت رؤیایی و دوست داشتنی در اذهان مردم تبدیل شده بود و کسی نمی دانست که در مدت هشت سال نخست وزیری او، چه ها بر رئیس جمهور وقت گذشته بود!بیشتر ما مردم عادی، که از پشت پرده مسائل زمان نخست وزیری ایشان بی اطلاع بودیم، او را یک نیروی انقلابی و پیرو راستین ولایت و آرمانهای امام می دانستیم و شاید او را در حد شخصیتی مانند مهندس چمران می دانستیم ، که مانند ذخیره ای برای انقلاب، در دوران پیری اش، بتواند به عنوان یک سرباز ولایت، در خدمت نظام اسلامی باشد، اما خدا می خواست به پاس هشت سال زجر کشیدن سید علی خامنه ای، و سکوت مخلصانه و ولایتمداری اش نسبت به امام راحل(ره)، ماهیت حقیقی این هندوانه دربسته را برایمان نمایان سازد، تا در تحلیل مسائل انقلاب، خصوصا دوران هشت ساله نخست وزیری میر حسین، دچار اشتباه نشویم!اولین گفتگوی تلویزیونی ایشان در زمان تبلیغات انتخابات برایم عجیب بود، وقتی بعد از بیست سال روزه سکوت، می خواست رو در رو با مردم حرف بزند، از قیمت نخود و لوبیا و حبوبات گفت! در صحبتها و مناظره های بعدی معلوم شد که نخست وزیر زمان جنگ ما، در این بیست ساله، در غاری پر از نقش و نگار زندگی می کرده و دوری از واقعیات زندگی مردم، از او یک پیر متوهمی ساخته که بناست با اقدامات بعدی اش، عامل حجامت دیگری برای نظام اسلامی باشد و رویش و ریزش دیگری را برای این انقلاب رقم بزند!
میرحسین ابتدا با شعار قانون گرایی و ادعای مبارزه با دروغگویی و “خوف” از به خطر افتادن آرمانهای انقلاب به صحنه آمد، اما با گفتن دروغی بزرگ به نام “تقلب”، به مخالفت صریح با قانون اساسی پرداخت، و با راه انداختن تجمعات و راهپیمایی هایی بر همین مبنای سست، به اغتشاشات دامن زد و باعث کشته و زخمی شدن عده ای از هموطنانمان شد و حیثیت نظام را لکه دار کرد. اما امروز دیگر سخنی از تقلب در انتخابات نیست، بلکه از یک طرف، بحثها به سمت شهید سازی از کشته های آشوبها و رساندن تعداد آنها به هفتاد و دو تن رفته است؛ که از قضا هر روز هم چند نفر از این شهدای ادعایی، زنده شده و با مردم حرف می زنند! واز طرف دیگر هم، برخی از افراد که ادعای آزار و اذیت جنسی زندانیان را رسانه ای کرده و ضربه بزرگی به آبرو و حیثیت نظام اسلامی وارد کردند، در به در، به دنبال سند و مدرک می گردند و قول داده اند که اگر با همه تلاششان، نتوانستند مدرک و سندی بر ادعایشان بیاورند و آن را ثابت کنند، بعدا بیایند و رسما از مردم معذرت بخواهند!!
در کنار همه این اتفاقات و مصائبی که بر این نظام و مردم انقلابی اش رفته است، خوشحالم که مولودی شوم به نام اصلاحات، که با اسمی زیبا و پر معنا، و در قالب “جبهه دوم خرداد”، در صدد فتح سنگر به سنگر ارکان نظام اسلامی بود، به موجی ادعایی ختم شد که حامیان سابق آن هم، از منسوب بودن به آن، گریزانند. ابطحی می گوید من قبل از زندان هم با این روش مخالف بودم! عطریانفر و حجاریان از حزب مشارکتی که محل انعقاد نطفه این حرکت بوده، اعلام برائت می کنند و از عضویت در آن استعفا می دهند. سران اصلاحات فکر می کردند که می توانند موجی را در کشور راه بیندازند که همه مخالفینشان را از صحنه خارج کنند، اما غافل از اینکه آب گندیده چنین تفکراتی، توان موج سازی نداشت، بلکه همه این موجهای ادعایی، تنها کف روی آبی بود که زود هم از بین رفت.۲- دومین اتفاقی که افتاد، ریزش افراد مشهوری مانند “محمد نوری زاد” بود، روزنامه نگار و فیلم سازی ازمنسوبین به شهید آوینی، و از نویسندگان روزنامه کیهان، کسی که هستی و وجودش از جنگ و شهدا و ولایت بود. پوست اندازی شخصی مانند نوری زاد، درس عبرت بزرگی برای امثال من بود؛ که هواسمان باشد که نان از نام شهدا خوردن و سنگ ولایت را به سینه زدن، تضمین عاقبت به خیری نیست؛ باید درونمان را صاف و زلال کنیم و اهل صبر و بصیرت باشیم و غباری در ولایت پذیری مان نباشد!به نظر من، این نوشته های اخیر نوری زاد، یک دفعه ای و یک تغییر سریع نیست، بلکه قلمی شدن همه آن سوالات و شبهاتی بود که یک عمر در ذهن و دلش وجود داشته و شاید با یک استغفار ساده، از تفکر در این مورد و یافتن پاسخ سوالاتش طفره می رفته است، اما بالاخره پیری باعث می شود که قوه ماسکه انسان تحلیل برود و درونیاتش را بیرون بریزد و با خودش تعارف را کنار بگذارد، و اینی بشود که شد!
نوری زاد، نماد انسانهایی است که خودش در خوب و بد وضعیت فرهنگی جامعه نقش داشته است؛ هم روزنامه نگار بوده و هم نویسنده و هم با هزینه بیت المال، سریالهای میلیاردی ساخته و به خورد مردم داده است؛ اما حالا، خارج از گود ایستاده و در واقع، تمام گذشته خودش را زیر سؤال می برد؛
در یک مرحله از زندگی، وقتی فرزندش برای تحصیل موسیقی به غرب مهاجرت می کند، به خاطر اینکه آن فرزند، برخلاف روش پدر قدم برداشته و ممکن است این اقدام او، لطمه ای به جایگاه و اعتبار پدر بزند، فرزند را طرد می کند و آروز می کند که اسم آن فرزند را از شناسنامه اش پاک کند، ولی این بار، به خاطر کتک خوردن فرزند دیگرش در اغتشاشات بعد از انتخابات، به همه سابقه خود پشت پا می زند و با نوشتن هجو نامه هایی(+،+) ، به رهبر معظم انقلاب اهانت می کند. محمد نوری زاد، آنقدر خود محور شده است و خودش را ملاک حق و باطل می داند، که یک بار به خاطر حمایت افراطی از دولت احمدی نژاد، به مراجع تقلید اهانت می کند و مدتی بعد، به خاطر مخالفت با همین دولت و در حمایت از توهمات کاندیدای مورد علاقه اش، در نامه ای به رهبر انقلاب، عملکردهای حیکمانه ایشان را زیر سؤال می برد و وقیحانه آروز می کند که ای کاش مقام معظم رهبری در اولین راهپیمایی معترضین، خود به صفوف آنان می پیوست و در شکوهی باور نکردنی، محبوبیت خود را صد چندان می کرد!! البته در همین یک جمله می توان به راز این تغییر عجیب امثال نوری زاد پی برد؛ نوری زاد رهبر معظم انقلاب را به رفتن راهی توصیه می کند که باعث صد چندان شدن محبوبیت ایشان در میان معترضین می شود! دقت کنید که افق و مقصد کجاست!:” صد چندان شدن محبوبیت”، به هر قیمتی!حرف بسیار است و اینجا هم مقام تطویل نیست، امثال نوری زاد فکر می کردند همه چیز تمام شده و آنها هم به جرم تبعیت از رهبری، مبغوض می شوند و باید جواب پس بدهند! نوری زاد آنقدر غرق در توهم پیروزی میر حسین است که حتی به زمان تبریک گفتن رهبری به رئیس جمهور منتخب هم اشکال می کند!
۳-فایده دیگر وقایع اخیر، روشن تر شدن جایگاه شخص آقای احمدی نژاد است. قبلا در مورد نامه مقام معظم رهبری به رئیس جمهور در مورد معاون اولی آقای مشایی، مطلبی نوشته بودم. گذشته از موضع گیری های افراطی و تفریطی که در مقابل این کار احمدی نژاد صورت گرفت، یک مسأله برای امثال من روشن شد و آن هم این است که نباید از افراد، بیشتر از ظرفیت وجودی شان توقع و انتظار داشته باشیم، حتی اگر آن شخص محمود احمدی نژاد باشد!
هر چند که الان او را سرباز ولایت می دانیم و رئیس جمهوری انقلابی، که جای خالی یک چریک را در جهان اسلام پر کرده است و احیاگر اندیشه های خاک خورده خمینی کبیر در عرصه اجرائی کشور و نظام بین المللی است، اما احمدی نژاد است دیگر! با همه ضعف ها و نقص هایش. من احمدی نژاد را با همه این خوبی ها و بدی هایش دوست دارم و از او حمایت می کنم. اما هیچ وقت نمی توانم توجیه گر یک دندگی ها و لجبازی هایش باشم. گردش نخبگانش را قبول دارم، اما چرا در این گردش نخبگان، باید دکتر لنکرانی ها و پرویز فتاح ها، حذف شوند، اما اسفندیارها و رحیمی ها، به مقامات و رتبه های بالاتر بروند! لابد علی آبادی ها و کردانها کارآمدند و شگفتی ساز! اما ذوالقدرها و حاج علی اکبری ها، مشکل دارند!احمدی نژاد پدیده ای شگفتی ساز و بازویی کارآمد برای رهبری است و باید از او حمایت و پشتیبانی کنیم، اما یادمان باشد که شاخص و ملاکمان نیست، ما باید اصولگرا باشیم نه احمدی نژاد گرا! شاخصها و ملاک ما، خود ولایت است، نه سربازان ولایت!
الا و لایحمل هذا العلم، الا اهل البصر والصبر والعلم بمواضع الحق
اي کاش نسبت به محکوميت حوادث شرم آور و جفا به ميراث امام بيانيه ميداديد
پاسخ رئيس سازمان صداوسيما به سيدحسن خميني:
اي کاش نسبت به محکوميت حوادث شرم آور و جفا به ميراث امام بيانيه ميداديد
خبرگزاري فارس: رئيس سازمان صداوسيما با انتشار نامهاي در خصوص برنامه شاخص به نامه سيدحسن خميني پاسخ گفت.
به گزارش خبرگزاري فارس، در روزهاي گذشته سيدحسن خميني با انتشار نامهاي به رئيس سازمان صداوسيما از برنامه «شاخص» گلايه كرده بود. بنابراين گزارش، سيد عزت الله ضرغامي امروز با انتشار نامهاي به سخنان حسن خميني پاسخ گفته كه عين آن در ادامه ميآيد:
بسمه تعالي
جناب حجت الاسلام و المسلمين حاج سيد حسن خميني
با سلام ، متقابلاً ايام خجسته سي و يكمين دهه فجر پيروزي انقلاب بزرگ اسلامي را به شما و خانواده معظم امام راحل (ره) تبريك ميگويم و سلامتي و دوام عمر شما را از خداوند متعال خواهانم. به اطلاع جنابعالي ميرسانم : 1 ـ برنامههاي دهه فجر امسال گستردهتر از هميشه و با بهرهگيري از تمامي ظرفيت آرشيوي و تجارب گذشته با توليد بيش از 1000 ويژه برنامه در سيما، صدا، شبكههاي استاني و برونمرزي و حوزه سياسي سازمان و براي اقشار و سطوح مختلف جامعه در داخل و خارج كشور در حال پخش است. 2 ـ محور و هويت انقلاب اسلامي امام خميني(ره) است، لذا در نوع اين برنامهها شخصيت جامع و استثنائي آن يگانه دوران در ابعاد مختلف مبارزاتي، سياسي، فقهي، اخلاقي، عرفاني و سلوك رفتاري مورد بررسي قرار ميگيرد. 3 ـ بررسيهاي سالهاي اخير نشان ميدهد كه نسل جوان و حتي نسلهاي گذشته از طريق برنامههاي رسانه ملي با بسياري از ويژگيهاي شخصيتي و متعالي امام خميني (ره) آشنا شده و با او پيوندي مستحكم برقرار كردهاند. اين در حالي است كه به گفته شما دشمنان قسم خورده انقلاب و امام و رسانههاي بيگانه و به اعتقاد من با همراهي ضد انقلاب داخلي و پشيمان شدگان و در راه ماندگان انقلاب سعي در مخدوش كردن چهره آن عزيز سفر كرده و نابودي راه نوراني او دارند. 4 ـ مستند «شاخص» يكي از اين صدها ويژه برنامه رسانه ملي است كه با بهرهگيري از رهنمود اخير رهبر معظم انقلاب كه مفسر واقعي فرمايشات و سيره امام خميني (ره) هستند، توليد شده است. اين مستند بر آن است كه سلوك حكومتي امام عزيز را مورد بررسي قرار دهد و البته در اين مسير چهره مقتدر و سازشناپذير، مستدل و عقلاني، روشنگر و آگاهيبخش، متواضع، با محبت و مهربان، آرامش بخش و حتي همراه با طنز و مطايبه معظم له نيز مورد توجه قرار گرفته است. سازندگان اين مستند؛ با ذكر تاريخ سخنراني؛ شأن نزول آن و تبيين شرايط ويژه جامعه در آن مقطع زماني نهايت امانتداري را به خرج دادهاند. در اين مستند روشنگري و اطلاعرساني پيرامون امام و قانون، امام و بنيصدر، امام و فلسطين، امام و مردم، امام و جمهوري اسلامي، امام و ولايت فقيه، امام و گروهكها و ... كه از اساسيترين موضوعات مورد نياز در جامعه است، مورد بررسي قرار گرفته است. نگاه ما به امام؛ نه صرفاً به عنوان يك شخصيت مقطعي و كاريزماتيك و پدري مهربان و عارف، بلكه در جايگاه يك مصلح بزرگ جهاني و ارائهدهنده تئوري نجاتبخش و مترقي «ولايت فقيه» براي هدايت آحاد انسانها تا ظهور منجي عالم بشريت روحي لهالفداء است و همكاران آگاه و متعهد ما دقيقاً در راستاي اين هدف متعالي و ترسيم جامعيت شخصيت حضرت امام (ره) تلاش كردهاند. 5 ـ چارچوب مستند شاخص مشابه مستند قبلي «امام روح الله» است كه از ناحيه جنابعالي و موسسه نشر آثار حضرت امام (ره) مورد تحسين و تقدير قرار گرفت. نكته تأمل برانگيز اين است كه در اين فاصله كوتاه زماني چه اتفاقي رخ داده كه شاخصهاي قضاوت اطرافيان شما را تا اين حد دگرگون ساخته است. از من خواستهايد كه از ياران نزديك امام دعوت كنم تا درباره امام صحبت كنند و موضوع روشن شود. پخش مستند سخنان اين ياران نزديك كه در همان شرائط زماني سخن گفته و اعلام موضع كردهاند بسيار واقعيتر و باورپذيرتر است تا امروز و اتفاقاً ارزش هنري و حرفهاي مستند نيز به همين است! هر چند كه تحليلهاي تكميلي بسياري از آنان در شرائط فعلي به جاي خود مفيد و قابل استفاده است. 6 ـ همانگونه كه اشاره كردهايد؛ خودتان اين برنامه را نديده و به «منابع موثق» اكتفا نمودهايد! توقع زيادي نيست كه از شما بخواهم يا شخصاً قسمتهايي از اين مستند را ببينيد و يا سرزده به ميان مردم و اجتماعات آنان، خصوصاً پابرهنگان جنوب شهر كه امام(ره) تا آخرين لحظه يك موي آنان را به كاخ نشينان نداد برويد و با آنان در مورد اين برنامه و ديگر برنامههاي مربوط به امام در رسانه ملي صحبت كنيد. 7 ـ آيا پاداش اين همه تلاش براي نشان دادن چهره نوراني آن امام بزرگ به هنرمندان، برنامهسازان، دوستداران و علاقهمندان آن عزيز سفر كرده در رسانه ملي عباراتي نظير «غيرصادقانه»، «تحريف آميز»، «خشن»، «شخصيت دست ساخته سيما»، «فرسنگها فاصله با حقيقت امام»، «اشتباه فاحش»، «چشم پوشي از هزاران هزار جلوه رأفت و محبت امام» ، «مخدوش كردن چهره عارف كامل ، مهربان و مقتدر» ، «نياز به تذكر كتبي» و ... است ؟! نميخواهم رنجنامه بنويسم كه يكبار براي هميشه پدر رنج كشيده شما از طرف همه ما بچههاي انقلاب؛ آن را به يادگار گذاشته است. سخن اين است همانگونه كه به حكم وظيفه فرزندي امام، اعتراض جدي به اقدامات صداوسيما داريد؛ اي كاش همين گونه هم نسبت به حوادث 8 ماه گذشته و جفايي كه دشمنان انقلاب و اسلام به اساس نظام جمهوري اسلامي و ميراث گرانبهاي امام كردند و بغض و كينه ساليان خود را در كوچه و خيابان فرياد زدند؛ بيانيه ميداديد و آن اقدامات شرمآور را نيز محكوم ميكرديد. با شما ناگفتههاي فراوان ديگري نيز دارم. اين مقدار هم صرفاً به دليل علني شدن دستخط مستقيم جنابعالي بود كه تصور آن نميرفت. با اين همه، مجموع اين دو نامه مايه خير و بركت و خلق انگيزه و ظرفيت جديدي براي بررسي همه جانبه رويدادها و سلوك حكومتي امام عزيز در دهه اول انقلاب است همان ده سالي كه رهبر فرزانه انقلاب در مورد آن فرمودند: دوران ده ساله حيات مبارك امام خميني(رضوانالله تعالي عليه)، الگو و نمونه حيات جامعه انقلابي ماست و خطوط اصلي انقلاب، همان است كه امام ترسيم فرمودند. دشمنان خام طمع و كوردل كه گمان كردند با فقدان امام خميني، دوران جديد با مشخصات متمايز از دوران امام خميني(قدس سره) آغاز شده است، سخت در اشتباهاند. امام خميني، يك حقيقت هميشه زنده است. نام او پرچم اين انقلاب و راه او راه اين انقلاب و اهداف او اهداف اين انقلاب است.
حسین قدیانی: . . . نه، آب لازم نبود؛ به اندازه کافی شسته بود باران، مزار یاران را. «به لاله در خون خفته»، اگر دعای مادران شهدا نبود باران نمیآمد. خدا جای حقی نشسته است؛ آقای قالیباف، تونل توحید را دیدم؛ زیباست اما شیفتگان خدمت هر از چندی یک دفاعی هم از ولایت کنند راه دوری نمیرود. تونل توحید زیباست اما دفاع از ولایت، از آن زیباتر است. جناب شهردار، با وجود این همه شن و ماسه و سایتهای برفروبی و بیل و کلنگ مکانیکی، که از تابستان در خیابانهای تهران کار گذاشتهاید، میدانید چرا برف نيامد؟ شما میخواهید با سوءاستفاده از نزولات آسمانی، مدیریت شهری را به رخ شهروندان بکشید. خدا غرور دارد و اجازه استفاده ابزاری از نعمات آسمانیاش را به شهرداری، به مجلس، به دولت؛ حتی به سران فتنه نمیدهد. دم خودم گرم؛ همه را با هم زدم! خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی خمینی را که نگه نداشتی اما از نهضت خمینی محافظت بفرما. کارهای خدماتی با ما، دفاع از ولایت فقیه با تو. افتتاح تونل توحید با ما، اقتدار نظام با تو. خدمت به ملت با ما، پاسداری از آرمانهای انقلاب با تو. سکون از ما، حرکت از تو. سکوت از ما، حرف زدن با تو. خوردن نان امام با ما، تنظیم و نشر آثار حضرت امام با تو. در ثانی، الان سازمان بازرسی به دوشغلهها گیر میدهد و عدهای هم دفاع از ولایت را شغل حساب میکنند. البته یک عده هم شغل حساب نمیکنند؛ چون به جای حقوق و مزایا دردسر دارد و از همه بدتر بازنشستگیاش پیش از موعد نیست! از نظر ایشان دفاع از ولایت شغل سخت و زیاندهی است. همینها میخواهند به رهبر ما، به علمدار انقلاب، «جام زهر افتخاری»، «مظلومیت افتخاری» و «تکرار تاریخ افتخاری» بدهند. افتخار رهبر ما به ایستادگی، پای پرچم امام است. افتخار مولای ما ایستادن پای آرای 40میلیونی ماست. به «آقا»، ما باید خسته نباشید بابت رهبری بگوییم، نه شما «دکترای افتخاری» بدهید. بعد از 20 سال نشناختهاید هنوز مولای ما را؟ شک نداشتم که مولا دست رد میزند به سینه این عناوین پر طمطراق. خدایا! یار و یاور مولا باش در این رسالت خطیر. ...
تدبير احمدينژاد براي تشديد شكاف در 1+5 و بازيخطرناك شايعهسازان
اظهارنظر رئيسجمهور مبني بر آمادگي ايران براي مبادله سوخت در خاك ايران و بهصورت يكباره واكنشهاي متفاوتي را در پي داشته و در حالي كه اين موضع، شكاف در 1+5 براي اقدام عليه ايران در شوراي امنيت سازمان ملل را بيشتر كرده است، برخي جريانهاي داخلي اقدام به القاي اختلافنظر در سطوح بالاي حاكميت در اين زمينه كردند.
به گزارش رجانيوز،احمدينژاد در گفتوگوي تلويزيوني خود با تأكيد بر مبادله سوخت 20 درصد بهصورت همزمان در خاك ايران، خاطرنشان كرد: مبادله سوخت به صورت تدريجي از لحاظ فني امكانپذير نيست. وي دليل اين مساله را به صرفه نبودن تغييرات مرحلهاي در خط توليد كشور توليدكننده سوخت 20 درصد عنوان و در ادامه تأكيد كرد برخي اظهارنظرها مبني بر اينكه ميخواهيم ذخيره اورانيوم را از ايران خارج كنيم، موجب كند شدن اين روند شد.
رئيسجمهور همچنين با اظهار اطمينان نسبت به اينكه طرفهاي مذاكره قصد دارند در اين فرآيند مشاركت كنند، افزود: به فرض اينكه سوخت ايران را بگيرند و تحويل ندهند، حقانيت ما ثابت ميشود.
در پي اين اظهارنظر، رسانههاي غربي كه تا پيش از اين ادعاي برهم زدن روند تبادل سوخت از سوي ايران با پاسخ منفي به پيشنويس توافقنامه وين را مطرح كرده بودند تا مقامات اين كشورها فاز ترغيب به تحريمهاي جديد و تحت فشار قرار دادن روسيه و چين را دنبال كنند، ناچار شدند از اظهارنظر رئيسجمهور تعبير به تغيير موضع كنند.
همچنين تلاشهاي هيلاري كلينتون وزير امور خارجه امريكا نيز با مانع مواجه شد و وزير امور خارجه چين تأكيد كرد هرگونه سخن گفتن از تحريم وضعيت را پيچيدهتر ميكند.
در عين حال، برخي رسانههاي داخلي كه علاقهمند به دوگانه سازي از رهبري و رئيسجمهور هستند، بلافاصله از فرداي گفتوگوي تلويزيوني رئيسجمهور با تشديد اين خط خطرناك ادعا كردند رهبر انقلاب مخالف خروج يكباره ذخيره اورانيوم از كشور هستند.
اين ادعا در حالي مطرح ميشود كه رئيسجمهور در سخنان خود با ظرافت ويژهاي زمان مورد نياز براي تبديل سوخت 3،5 به 20 درصد را 4 تا 5 ماه عنوان كرد، اين در حالي است كه پيش از اين مقامات غرب زمان مورد نياز را يكسال عنوان كرده بودند.
احمدينژاد همچنين با هوشمندي ضمن تأكيد بر تبادل يك مرحلهاي، هيچ اشارهاي به ميزان اورانيومي كه براي تبديل به كشور داراي اين تكنولوژي داده ميشود، نكرد.
از طرف ديگر، تأكيد رئيسجمهور بر تبادل در خاك ايران راه هرگونه سوءاستفادهاي را كه برخي نگران آن هستند، مسدود ميكند.
در عين حال، به نظر ميرسد اگرچه افراد و جريانها حق اظهارنظر دارند اما انتساب نظرات خود به رهبر انقلاب و القاي تقابل با نظر اعلام شده رئيسجمهور آنهم در موضوع مهم هستهاي رويه نامناسب و ضدامنيتي است و يقيناً آگاهي اين افراد و جريانهاي غيرمسئول از نظرات رهبر معظم انقلاب بيش از رئيسجمهور نيست.
علیرضا نوری زاده ضد انقلاب فراری مقیم لندن گفت: اینجانب به همراه دوستانم برای بیش از 2000 مزدور رژیم پرونده ساخته ام که در اختیار دادگاه رسیدگی به جرائم علیه بشریت قرار گرفته است.به گزارش پرچم، نوری زاده که در برنامه اختصاصی خود موسوم به پنجره ای رو به خانه پدری در تلویزیون کرد زبانروژهه لات سخن می گفت، افزود: در یکی از رسانه های خبری رژیم (نظام) از من به عنوان جاسوس موساد و فردی که سابقه همکاری با رادیو رژیم صهیونیستی و صدای آمریکا رادارد، یاد می شود. این مطلب را خطاب به این رسانه و سایرین می گویم که در عرف جاسوسی جهان و از لحاظ حرفه ای یک فرد نمی تواند همزمان جاسوس چند کشور باشد.وی در ادامه افزود: مزدوری که این اخبار را تهیه می کند، مواظب خودش باشد تا نامش در فهرست آن 2000 نفر قرار نگیرد.این ضد انقلاب فراری ادامه داد: به تمام مزدوران دیگر رژیم (نظام) هشدار می دهم که اگر به این رویه ادامه دهید، برای شما پرونده باز خواهیم کرد و روزی در دادگاهی که توسط ملت ایران بر پا خواهد شد، محاکمه می شوید!نوری زاده خطاب به اغتشاشگران هوادار خود گفت:در تجمعات و راهپیماییها مزدوران رژیم(نظام) را خلع سلاح کنید و فقط از آنها عکس بگیرید و بعد این عکسها را برای من ارسال کنید، تا پس از تشخیص هویت برای آنها پرونده تشکیل دهیم.این فراری خائن در ادامه سخنان خود مطابق معمول به توهین علیه برخی از مراجع و روحانیون پرداخت و گفت: رژیم (نظام) فیلمی را در اینترنت ساخته است که در آن من با یک خانمی ارتباط نامشروع دارم که سندیت ندارد و بر فرض هم که صحت داشته باشد، فاسد واقعی... و ام الفساد ... و... است.نوری زاده مدعی شد :خداوند که منشاء تمام زیبائیهای جهان است ، از دید افراد مذکور و سران رژیم (نظام) سرشار از خباثتهای آنان است، زیرا خدا که سرشار از عطوفت است. لقب قاسم الجبارین و منتقم الجبارین را به خدا نسبت می دهند. خدایی که آنان می نامند همان لات و هبل است.نوری زاده افزود: چرا باید نماز را به زبان عربی خواند. ترکها آن را به زبان ترکی می خوانند، مگر خدا فارسی نمی فهمد که نباید آنرا به فارسی خواند!نوری زاده در پایان اکاذیب و سخنان هجوآمیز خود خاطر نشان ساخت: مرحوم آیت الله بروجردی و شریعتمداری چهره های نورانی داشتند، اما افرادی مانند ... و ... آن قدر جنایت کرده اند که به بدترین شکل در آمده اند!
مهمان: 3 کاربر: 0 در این صفحه: 1 تعداد کاربران: 419, جدیدترین کاربر: مهسا
لینک به ما
آخرین اخبار
سخن دل
اعمال روز غدیر
اشاره: روز عيد سعيد غدير يكى از اين ايام سرور آل محمد، عليهمالسلام، است كه به عنوان »عيدالاكبر« ناميده شده، چرا كه روز اكمال دين و اتمام نعمتهاى پروردگار، به خاطر واقعه غدير و انتصاب شايسته و بحق حضرت على، عليهالسلام، به امر الهى به جانشينى رسول مع[ادامه...]
تا دیر نشده بیایید که ساندیسامون تموم نشه .برای همه چند میلیون نفری که قراره بیان تو 22 بهمن و فک اسکتبار خارجی و عمال داخلیشون رو بیارند پایین نتونستیم ساندیس تهیه کنیم اما بازم ساندیس بهتر از هیچی !!!یادتون نره نی اضافی رو از پخش کنندگان ساندیس درخ[ادامه...]
سلام با دیدن بعضی از صحنه ها از راهپیمایی دانشجویان در روز دانشجو که در رسانه های گروهی منتشر شد دیدم گاهی به خود بالیدم و گاهی از خود بیزار شدم، چرا که دانشجویان با بصیرت مشتی دوباره به دهان یاوه گویان زدند و به خودم که همچین هموطنی دارم بالیدم و ام[ادامه...]
سید ابراهیماتفاقاتی که در این سی و یک ساله انقلاب رخ داده است، معمولا با اثرات چند وجهی همراه بوده است. البته شاید همه اتفاقات این دنیا را بتوان اینگونه تحلیل و بررسی کرد، اما این چند بعدی و چند وجهی بودن، شاید در انقلاب ما، نمود بیشتری داشته است! ان[ادامه...]